استفاده از رنگ لاجوردی

لاجوردی عمومآ به معنی آبی کبود به کار می رود
در هفت گنبد نظامی اتاق آبی نمایش تمثیلی عالم و کالبد انسان بود . صحنه درام و تفرقه پذیری و بازیابی وحدت بود و راهنمای رستگاری . گنبد فیروزه ای نماد تخیل است . سفر روحانی بهرام از گنبد سیاه آغاز می شود و با گذر از میان گنبد های زرد ، سرخ ، آبی ، صندل و در نهایت سفید می گذرد . در حقیقت این گذر روح سالک است که از وادی عرفان می گذرد و در نهایت  به پاکی و خلوص می رسد و پس از عبور از سفید که مجموع همه رنگهاست به سرزمین دوست نائل می شود در این میان آبی رنگ آسمان روشن شده و فراتر از خاک ، آرامش خوشبختی و صفای آب ، سفر درونی و بی التهاب است  . رنگ آبی در لباس مریم مقدس دیده می شود که نشانه تقدس و پاکی است .
از لحاظ روانشناسی آبی متوجه درون انسان است بیان کننده حالات درونی که با اعصاب پیوسته است و معنی ایمان و آرامش بخش است اشاره به فضای لایتناهی و مافوق طبیعی است و نشانه وفاداری و ایمان و تنهایی است. پیکاسو وقتی گرفتار تالمات احساسی و عاطفی خود بود بیشتر از رنگ آبی استفاده می کرد . یکی از خدایان تمدن آزتک د رآمریکای لاتین با پاها و بازوان آبی تصویر می شده است . آبی نشانه آب و پاکی و صداقت و راستی و الهه آناهیتا است .
رنگهای فیروزه ای و آبی و زرد طلایی به همراه قرمز و سبز در معماری و موزائیک و کاشیکاریهای مساجد و امامزاده ها دیده می شود . در اسلام تاکید به پوشیدن رنگهای روشن از جمله رنگ آبی می شود زیرا آبی ، رنگ آب ، آسمان و بهشت است و پوشیدن رنگهای تیره نهی شده است . در یهودیت در آیین ” کابالا ” ( به زبان عبری به معنی پذیرش است و یک اعتقاد درونی در باره خدا و هستی است ) هنگامیکه ۷۰ نفر از اسرائیل برای دیدن خدا نزد او رفتند دیدند که پای خدا در سنگ براق لاجوردی است .
در این آیین آبی نماد شکوه است . خداوند به موسی فرمان می دهد که یهودیان برای نشان دادن قدرت و شکوهشان به لبه لباسهایشان رنگ آبی اضافه کنند .   در مصر قدیم آبی و بنفش نشان دهنده تقوا و ایمان بود مصریان همیشه به رنگ های آبی فیروزه ای و لاجوردی علاقمند بودند و اکنون صنوقهای پستی برای نامه های خارجی به رنگ آبی است.در فرهنگ چینی آب یک ماده مونث در طبیعت است رنگ های مختلف آبی در زبان چینی بیشتر به معنی عمیق و کم عمق هستند تا تاریکی و روشنایی رنگ .  .
در نماد شناسی سنتی یکی از رنگ های پنج عنصر اصلی آبی یا سبز است. در ژاپن نیز رنگ لباس کارگران آبی است. آبی رنگ غالب پرچم اکثر کشورهای حوزه اقیانوسیه است  . از رنگهای غالب در شاهنامه فردوسی می توان از رنگهای لاجوردی ، فیروزه ای ، نیلی و آبی نام برد که خود بحث طولانی را می طلبد.
آبی رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوب‌ترین رنگ در بین مردان است. این رنگ احساس آرامش را به ذهن می‌آورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است. همچنین این رنگ می‌تواند احساس غم، درون‌گرایی یا گوشه‌گیری را در بعضی افراد به وجود آورد و با نگاه کردن به آن به انسان احساس افسردگی، ترس و جدا شدن از دنیای بیرون، دست می‌دهد.
رنگ آبی معمولاً در دفتر کار مورد استفاده قرار می‌گیرد، چون افراد در اتاق‌های آبی کارآیی بیشتری دارند. همچنین در موقعیت‌های شغلی باعث جلب اعتماد طرف مقابل به شما می‌شود.
آبی یکی از رنگ‌هایی است که باعث کاهش اشتها می‌شود و در بعضی از برنامه‌های کاهش وزن توصیه می‌شود که از بشقاب‌های آبی برای خوردن غذا استفاده شود. به‌طور کلی رنگ آبی نشان‌دهنده آرامش، معنویت و پارسائی است و اغلب نشانه تکامل روحی و معنوی است.
رنگ آبی احساس سرما را در بدن به‌وجود می‌آورد به همین جهت، در درمان تب و التهابات پوستی مؤثر است و با متعادل کردن حرارت بدن و کاهش گرمای آن به رفع این مشکلات کمک می‌کند. رنگ آبی می‌تواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن شده و فشار خون را پائین آورد. این رنگ در افراد عصبی یا کسانی که اختلال خواب دارند و همچنین در درمان رماتیسم، سردرد، گرفتگی عضله و سوختگی نیز کاربرد دارد.
طیف‌های گوناگون رنگ آبی تاثیرات متفاوتی بر بیننده دارند. آبی آسمانی با میزان استفاده اکسیژن بدن در ارتباط است. رنگ آبی روشن به شدت خاصیت گندزدایی و میکروب‌کشی داشته و بدن انسان به کمک این رنگ می‌تواند تمام ناراحتی‌های روحی، افسردگی و بیماری‌های ذهنی را از بین ببرد. آبی‌ روشن یادآور آسمان و رنگ صلح و آرامش بوده و نشانه فرد صادق، درست‌کار و وفادار و نشان‌دهنده قدرت بالای تجسم و شهود است.
آبی لاجوردی در رفع بیماری‌های روحی و فیزیکی بسیار مفید است. این رنگ به‌دلیل ارتباط با مرکز چاکرای عصبی باعث ایجاد تعادل در سیستم عصبی نیز می‌شود. نیروی رنگ لاجوردی خون را تصفیه می‌کند و بر روی سینوس‌های صورت تاثیر مثبت دارد. تابش رنگ لاجوردی می‌تواند کبودی، کک و مک، آبله ،جوش، آکنه و… را از بین ببرد. علاه بر اینها رنگ لاجوردی خاصیت سکون و آرامش‌بخشی بسیاری دارد، اما باید توجه داشت که استفاده زیاد از رنگ لاجوردی می‌تواند بی‌مسئولیتی و بی‌قیدی در فرد ایجاد نماید. همچنین آبی لاجوردی گرفتگی عضله و اضطراب را برطرف می‌کند.
آبی نیلی تنها رنگی است که با انرژی فوق‌العاده خود تمامی بدن را تحت پوشش قرار می‌دهد. رنگ نیلی خاصیت آرام بخشی بسیار قوی دارد و در رفع و درمان تب‌های شدید بسیار موثر است.
سرمهای روشن طیف غلیظ و تیره آبی است و بهترین انرژی را در رفع بحران‌ها و ناراحتی‌های روحی دارد. سرمه‌ای روشن روح نشاط و سرزندگی را به انسان تزریق می‌کند و میکروب را از بدن دفع می‌کند. این رنگ در حفظ سلامتی پوست بسیار مفید است و در رفع خستگی‌های جسمانی و بیماری‌های گوش نیز موثر است.
استفاده از رنگ آبی در لباس
انتخاب رنگ‌های مناسب برای لباس چیزی فراتر از سلیقه شخصی است. ممکن است متخصص طراحی لباس ترکیب رنگی را برای لباس بپسندد ولی پسند دیگران چیز دیگری باشد. متخصص‌ طراحی لباس رنگ‌هایی را کنار هم می‌چیند که با هم هماهنگ باشند چون هماهنگی در رنگ لباس می‌تواند تصویر بهتری از شخص نشان دهد.
بیشتر افراد به دلیل علاقه به یک رنگ خاص بیشتر لباس‌ها‌یشان را در آن مایه انتخاب می‌کنند در حالی‌که از قدرت رنگ‌ها و توانایی تاثیرگذاری آنها بر شخصیت خود بی اطلاع هستند. واقعیت این است که آنچه در هر ملاقات، پیش از چیزهای دیگر به چشم بیننده می‌رسد، لباس و رنگ لباس طرف مقابل است. بنابراین رنگ‌ها می‌توانند علاوه بر ایجاد اثرات متفاوت بر خلق و خوی افراد، بر روابط آنها با دیگران نیز تأثیر بگذارند.
پوشیدن لباس‌های روشن باعث می‌شود شخص انرژی مثبت را انتقال دهد و عشق و بالندگی را به اطراف خود پخش کند. آبی رنگ آسمان و دریاست و لباس‌های آبی آرامش را القاء می‌کنند. اگر شما یک پیراهن یا روسری آبی روشن بپوشید، جوان و پرانرژی به نظر می‌آیید. به همین دلیل است که از این رنگ در طراحی لباس‌های ورزشی زیاد استفاده می‌شود. همچنین استفاده از رنگ‌های روشن باعث افزایش روحیه و ایجاد حالت شادابی، به ویژه پس از روزهای غمگین زمستان می‌شود.
 1
آبی پررنگ نشانه وقار است بنابراین گوشواره‌ها و گردنبندهایی از این رنگ شخص را سنگین‌تر جلوه می‌دهد. آبی نشانه نظافت و پاکیزگی نیز هست، به همین دلیل است که بسیاری از دندانپزشکان و کادر بهداشتی از این رنگ در لباس‌هایشان استفاده می‌کنند.
هرچند استفاده از رنگ‌های ملایم در طراحی لباس خانم‌ها، شخصیت آنها را ملایم‌تر نشان می‌دهد اما استفاده کامل از مجموعه‌ای از رنگ‌های سرد احساس منفی را به بیننده منتقل می‌کند، بنابراین استفاده از رنگ‌های گرم و زنده در ترکیب لباس کار مناسبی است.
برای ایجاد هماهنگی بین لباس آبی و لباس‌های دیگر می‌توان از رنگ‌های مکمل استفاده کرد. نارنجی رنگ مکمل آبی است و زمانی که کنار آن قرار می‌گیرد از سرمای آبی کاسته و شور و هیجان را به آن اضافه می‌کند. همچنین استفاده از رنگ بنفش یا قهوه‌ای در کنار آبی برای کسانی مناسب است که به رنگ‌های گرم و زنده علاقه نداشته و در عین حال می‌خواهند از سردی لباس‌های خود کم کنند.
منبع http://honaronline.ir/Pages/News-44417.aspx  منبع
کاربرد رنگ آبی در دکوراسیون
2
آبی رنگ خوش بینی است. بیایید به سراغ طبیعت برویم، در ذهن خود یك آسمان آبی و یا یك دریای آرام را در یك روز آفتابی تصوركنید، بله! آبی یاد آور فضایی افقی و بسیار وسیع و باز است. طبیعت دروغ نمی گوید!
آبی رنگی بی انتهاست به همین دلیل است كه اكثر افراد آبی را به دیگر رنگ ها ترجیح می دهند. طیف های رنگ آبی نیز همانند ذات این رنگ بی انتها و نامحدودند. جالب است بدانید كه هر یك از طیف های رنگ آبی انرژی های خاص خود را در محیط منتشر می كند و ویژگی خود را دارد .
اغلب روانپزشكان برای درمان بیمارانی كه زندگی پر استرس و پر تنشی دارند استفاده هر چه بیشتر از رنگ آبی را به آن ها توصیه می كنند زیرا رنگ آبی تنش و نگرانی را از بین می برد و باعث فروكش كردن استرس می شود. آبی افراد را دعوت به صحبت و گفتگو می كند در حالی كه همزمان به فضا آرامش می بخشد و محیطی صلح آمیز را می آفریند .
اگرقصد دارید در مكانی به استراحت بپردازید توصیه می كنیم از طیف های ملایم و روشن آبی استفاده كنید. تركیب آبی و سفید یك تركیب بكر و كلاسیك است. طیف های مختلف آبی و سفید می توانند به خوبی كنار هم بنشینند و تركیبی زیبا را خلق كنند آبی تیره در كنار سفید شكری و كرم یا آبی روشن در كنار سفید مرواریدی – آبی و سفید ترکیبی هستند كه همیشه پاك و بكر نمایان می شوند.
آبی همواره مناسب ترین رنگ برای سرویس های بهداشتی محسوب می شود. آبی رنگ اقیانوس است ، رنگ دریا ، رنگ رودخانه ، آبی همواره با ما از آب پاك و زندگی بخش سخن می گوید . اگر می خواهید فكر خود را سازماندهی كنید قسمتی را با رنگ آبی روشن طراحی و خلق كنید تا در آنجا به راحتی افكار خود را پاكسازی و ذهن خود را سازماندهی کنید. فیروزه ای ملایم رنگی بسیار مناسب برای یك سرویس بهداشتی كوچك است زیرا قادر است فضا را بازتر و وسیع تر جلوه دهد.
آبی همچنین رنگ شب و یكی از موارد استفاده آن در اتاق خواب است. از طیف های خواب آور رنگ آبی مثل آبی ملایم ، آبی – توسی و آبی لاجوردی بیشتر در اتاق خواب استفاده کنید.
در سرویس های بهداشتی نیز بهتر است از طیفی از رنگ آبی كه بیشتر به رنگ انواع آب ها نزدیك است استفاده شود مثلاً آبی آكواریوم ، آبی فیروزه ای و یا سبز-آبی . از طرفی چون آبی رنگ تمركز و آرامش فكر و روح است، رنگی بسیار مناسب برای اتاق كار است.
آبی های ملایم ، و پر انرژی با وسایل و اثاثیه با رنگ روشن و شاد بخوبی تكمیل می شوند و به بهترین نحو تاثیر گذارند. برای مثال دیوارهای اتاق كارتان را می توانید به رنگ آبی روشن رنگ آمیزی کنید.حتی اگر فقط یك دیوار را آبی كنید و دیوارهای دیگر را سفید كافی است؛ در همین حد هم رنگ آبی تاثیر خود را روی محیط می گذارد. در اتاق های شمالی بهتر است بیشتر از آبی فیروزه ای و در اتاق های آفتابگیر از آبی های روشن مثل آبی آسمانی استفاده كنید.
از آنجایی كه آبی یك رنگ اجتماعی و رنگ برقراری ارتباط است توصیه می شود از آن زیاد در اتاق نشیمن استفاده شود. برای خلق محیطی گرم و پر از نشاط از آبی های تیره تر و هم چنین برای خلق فضایی باز و وسیع از آبی های ملایم یا آبی – توسی استفاده کنید .
آبی دوستان زیادی در میان رنگ ها دارد! فقط كافیست به طبیعت بنگرید تا زیباترین الهامات را بگیرید و آن ها را در دكوراسیون خانه خود اجرا کنید.
تمام طیف های رنگ آبی به شدت با سفید هماهنگی و تناسب دارند و در كنار هم تصویر زیبایی را خلق می كنند.
رنگ دیگری كه بسیار زیبا در كنار آبی جای می گیرد رنگ زرد است. باز هم یادآوری می كنیم كه در انتخاب طیف رنگ هایی كه قرار است كنار هم قرار بگیرند دقت كنید برای مثال در این مورد زیباتر است كه آبی تیره در كنار زرد كره ای و آبی آسمانی در كنار زرد طلائی ملایم قرار گیرد.
منبع :seemorgh
 طراح لباس ایرانی و لاجوردی مریلا زارعی که بود
3
مریلا زارعی به خاطر لباسی از طرح گل‌های لاله عباسی در قالی با رنگ لاجوردی که در یکی از رویدادهای سینمایی بین‌المللی بر تن داشت، مورد توجه قرار گرفت و بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی او را به خاطر استفاده از طرح‌های سنتی ایرانی که در لباسش به کار برده شده ستایش کردند.
«آنا ثانی»، طراح لباس مریلا زارعی در جوایز فیلم “آسیا پاسیفیک” است و در طراحی کت این لباس تلفیقی از چاپ، گلدوزی و تکه‌دوزی را بر روی اشکال هندسی پیاده کرده است. او از سال ۱۳۷۴ طراح لباس و صحنه در سینماست و همچنین لباسی را که باران کوثری در جشنواره فیلم برلین بر تن کرده بود، طراحی کرده است.
4
5
وی درباره طراحی این لباس که تلفیقی از معماری ایرانی و مدرن است گفت:
مدت‌ها بود فکر و پیگیری می‌کردم تا هنرمندانی که به هر عنوان از ایران خارج می‌شوند چه پوشیده‌اند و یا چرا لباسی را که پوشیده‌اند انتخاب کرده‌اند؟ چون به عنوان طراح لباس دوست دارم آنها چه بپوشند. در کل به این جمع‌بندی رسیدم، شاید انتخاب لباس محلی خام که شبیه به یک خطه‌ی ایران است چندان جالب نباشد، البته نه به این معنا که من برای این دسته لباس‌ها ارزشی قائل نیستم؛ بلکه فکر می‌کنم مقطعی رسیده که باید نگاه‌مان به طراحی لباس کمی متفاوت‌تر و فراتر از همان نمونه‌های بومی باشد.
او ادامه داد: تمایل داشتم این لباس در جوایز “آسیا پاسیفیک” حتما شاخصه ایرانی داشته باشد، اما نه به معنی یک لباس محلی، بنابراین تصمیم به استفاده از اِلمان‌های معماری گرفتم.
ثانی افزود: بسیاری از بِرندهای دنیا به شکل‌های متفاوت از طرح معماری ایران ‌بهره برده‌اند، زیرا کشور ما از نظر هنر غنی است و می‌تواند یکی از گزینه‌های طراحی از هرجای دنیا باشد؛ بنابراین در کلکسیون‌های دنیا هم می‌بینیم که برداشت‌هایی از این نوع معماری شده است، اما این‌بار تصمیم گرفتم با توجه به اینکه ایران کشور خودم است و شناخت بیشتری از رنگ‌ها، معماری و نوستالژی آن دارم، آن را از منظر خودم به تصویر بکشم.
6
این طراح همچنین درباره رنگ لباس اضافه کرد: ترجیح دادم با توجه به شباهت‌های رنگی لباسی که خانم زارعی در جشنواره فیلم فجر پوشیده بود، باز هم به سراغ خانواده‌ رنگ‌های آبی بروم و به روی لاجوردی تاکید کردم.
او با بیان اینکه همه پروسه تولید پارچه را خودش انجام داده است، درباره چاپ پارچه آن اظهار کرد: چاپ پارچه لباس را در مدت زمان ۱۰ الی ۱۵ روزه انجام دادم. ما در کشورمان و در پروسه چاپ پارچه بسیار فقیر هستیم و این مسئله اجازه نمی‌دهد کار در این زمینه را از آنِ خود کنیم. درست است که این کار را انجام می‌دهیم و همیشه باید تابع تولید و مد کشورهای دیگری مانند ترکیه و چین باشیم تا پارچه را به ما بدهند و آن را تبدیل به لباس کنیم، اما این کار تحمیلی و جذاب نیست. متاسفانه سالهاست که نساجی کشور ما به فراموشی سپرده شده است.
ثانی بیان کرد: در این لباس از یک‌سری تولیدات محدود برای جنس پارچه در ایران استفاده کردم که تن‌خور درستی داشته باشد، گرچه با مشکلاتی هم برخورد کردم تا نهایت به نتیجه مطلوب رسیدم. با توجه به جنس پارچه که ایرانی است به این فکر می‌کردم که چطور می‌توانم در این معماری خالص ساختارشکنی کنم. بنابراین به نظرم آمد که گل لاله عباسی و قالی‌های ایرانی متعلق به مقطع تاریخی خاص و بعد از اسلام هستند و با هم همخوانی دارند و می‌توانم آنها را تلفیق کنم. از طرفی نقش زمینه لباس هندسی بود و من نیاز به یک نرمش زنانه‌تر داشتم.
وی افزود: اتفاق جالب دیگر این بود که توانستم رقصی از نقش‌ها و رنگ‌ها و صلابت و پایداری از خطوط هندسی را انجام دهم و هنگامی که شروع به پیاده کردن گل‌های لاله عباسی روی پارچه کردم به نظرم رسید کار صحیحی را انجام دادم و این ساختار شکنی و تلفیق نقش قالی و معماری را دوست داشتم.
او بیان کرد: علاقه‌مند بودم در بحث اقتباس صرفا از یک فرم خاص در معماری بهره نگیرم و در بین نقوش هندسی با اقتدار به دنبال نرمش زنانه‌ای می‌گشتم که آن را در طرح لاله عباسی فرش جستم و این گونه طرح قالی و معماری به هم گره خورد. درباره طیف رنگی هم دقت کردم تا کار با هم ادغام شود و در عین حضور، نرمش و قرابت رنگی کنار هم داشته باشند؛ بنابراین گل قالی هم به خانواده لاجوردی‌ها پیوست.
ثانی ادامه داد: موضوع مهم دیگری که در شاخص لباس زیبا است نیاز به جزئیات بیشتری مانند کیف و کفش و جواهرات بود؛ بنابراین کیف و کفش هم با توجه به رنگ‌بندی پارچه و از همان جنس انتخاب شد.
7
این طراح لباس ابراز امیدواری کرد، هر عزیزی که به عنوان نماینده‌ از ایران به کشور دیگری می‌رود زیبا پوش باشد.
او درباره استفاده از هنر و سنت ایرانی در لباس گفت: تعصبی در این زمینه ندارم، از آنجایی که هنوز در آمد و شدها به روی نشانه‌های ایرانی تاکید گذاری نشده، احساس می‌کنم جای کار وجود دارد و احتمال اینکه در آینده و طراحی‌ لباس‌های پیش‌رو از هنر ایران استفاده کنم بسیار است؛ زیرا معتقدم در این زمینه کار بسیاری انجام نداده‌ایم و احساس می‌کنم می‌توانیم با توجه به منابعی که داریم مانور بدهیم. در نهایت چیزی که برایم اهمیت دارد، طراحی یک لباس درست است؛ حال منشا حسی آن می‌تواند از هر مفهومی الهام گرفته باشد.
او با تاکید بر اینکه یکی از اصل‌های مهم خروجی این کار، زحمات یک گروه از دوستان و همکاران در مجموعه ما است، گفت: باید از همه آنها تشکر کنم، زیرا یک خروجی درست مستلزم همکاری جمعی صحیح است.
مهرو رهبری نیز که کیف و کفش مریلا زارعی در جشنواره “آسیا پاسیفیک” را تولید کرده است به خبرنگار ایسنا، گفت: شرکت تولید و بازرگانی “عالی‌خان” محصولات چرمی را به صورت عمده تولید می‌کند و از قبل با خانم ثانی گفت‌وگوهایی داشتیم که کلکسیون‌های او را در رابطه با طراحی‌های لباس هنرمندان کامل کنیم.
دبیر انجمن چرم ایران ادامه داد: یک هفته قبل از اینکه خانم زارعی به جشنواره برود تصمیم گرفته شد که این کیف و کفش طراحی شود، بنابراین با توجه به منابع و حساسیت‌های بالایی که داریم، همچنین بهره‌گیری از اساتید مختلف در زمینه کیف و کفش، توانستیم در مدت زمان کوتاهی آن را تولید کنیم.
او با اشاره به اینکه برای تولید این کیف ۲۴ ساعت نخوابیده است، بیان کرد: خوشحالم که از صفر تا ۱۰۰ لباس‌ خانم زارعی کاملا ایرانی شد.
رهبری گفت: همچنین تلاش کردیم از بهترین قالب‌های موجود برای تولید کفش استفاده کنیم و با توجه به اینکه ماشین‌آلات و دستگاه‌هایمان به روز است، مشکلی در این زمینه پیش نیامد و خدا رو شکر خانم زارعی هم از آن راضی بود.
کاشی ایرانی؛ هنری که فراموش می‌شود؟
 8
پیش از ورود اسلام به ایران از آجرهای لعاب‌دار برای استحکام بنا استفاده می‌شدهزاران سال است کاشی‌ های فیروزه‌ای، لاجوردی و آبی در بناهای باشکوه ایرانی از شوش و تخت جمشید تا مسجد کبود تبریز و مسجد جامع اصفهان…
 هزاران سال است کاشی‌های فیروزه‌ای، لاجوردی و آبی در بناهای باشکوه ایرانی از شوش و تخت جمشید تا مسجد کبود تبریز و مسجد جامع اصفهان می‌درخشند. امروز اما هنر کاشی‌کاری ایرانی که می‌رود تا در مهد شکوفایی‌اش به فراموشی سپرده شود.
9
با ورود اسلام به ایران هنر معماری ایرانی با مولفه‌های معماری بناهای اسلامی گره خورد و در ساخت بناهایی چون مساجد و آرامگاه‌ها به کار گرفته شد. معماری اسلامی شامل طیف گستره‌ای از سبک‌های گوناگون است، اما یکی از مهم‌ترین جلوه‌های این نوع معماری بناهای مذهبی مانند مساجد، آرامگاه‌ها، مدارس، حسینیه‌ها، تکایا و مصلی‌ها هستند. برای ساخت این‌گونه بناها از مصالحی مانند آجر، گچ، خشت، سنگ، چوب و شیشه استفاده می‌شد، اما بخش اعظمی از زیبایی‌های این بناها مربوط به بهره‌گیری از کاشی‌ها در نمای ساختمان‌هاست. کاشی‌کاری پس از رسیدن به اوج شکوفایی خود تبدیل به یکی از ویژگی‌های برجسته معماری اسلامی شد و جای تزیینات خشتی و گچی را گرفت.

پیش از ورود اسلام به ایران از آجرهای لعاب‌دار برای استحکام بنا استفاده می‌شد، اما پس از ظهور اسلام، این هنر در خدمت زیبایی بناها قرار گرفت. مدارک تاریخی و باستان‌شناسی حکایت از این دارد که هنرمندان ایرانی، از خشت و آجرهای لعاب‌دار در ساخت بناها استفاده می‌کردند. در تزییناتی که از دوره هخامنشی برجای مانده است، کاربرد آجرهای لعاب‌دار رنگین در بدنه ساختمان‌های شوش و تخت‌جمشید دیده می‌شود. ساسانیان نیز ساخت کاشی‌های زمان هخامنشیان را با همان شیوه و با لعاب ضخیم‌تر ادامه دادند، اما از قرن هشتم تا اواخر قرن دوازدهم هجری قمری و پایان دوران صفویان کاشی‌کاری یکی از عناصر اصلی تزیینات بناها در معماری ایرانی – اسلامی بود.

10
استفاده از کاشی برای تزیین و همچنین استحکام بخشیدن به بناها در ایران از دوره سلجوقی آغاز شد و در طی قرون متمادی بویژه در عهد تیموری و صفوی به اوج خود رسید. در این دوره از کاشی‌های مختلفی چون معرق، هفت‌رنگ، یک‌رنگ و تلفیقی از آجر و کاشی برای تزیین بخش‌هایی از بناها چون پوشش گنبد، مناره‌ها زیر گنبد، دیوارها و محراب استفاده می‌شد. کاشی‌های مسجد جامع هرات، مقبره گوهرشاد، کاشی‏‌های مناره‏‌های مصلی، کاشی‌های منار تیموری در قلعه اختیارالدین، کاشی‌کاری مقبره شاه ولایت ماب از جمله بناهایی بودند که در دوره تیموری توسط هنرمندان کاشی‌کار ساخته شدند.

در دوره حکومت سلجوقیان بود که تولید کاشی در ایران توسعه بسیاری پیدا کرد. کتیبه‌های تاریخی مناره‌های دوران سلجوقی از زیباترین نمونه‌های معماری اسلامی این دوره هستند. مرکز اصلی تولید، شهر کاشان بود و تعداد بسیار زیادی از گونه‌های مختلف کاشی از نظر فرم و تکنیک و به اشکالی چون همچون ستاره‌های هشت گوش و شش گوش، چلیپا و شش ضلعی در این شهر ساخته می‌شد و در اختیار هنرمندان و معماران قرار می‌گرفت. در زمان حمله مغول به ایران روند تولید کاشی با وقفه‌ی کوتاهی روبه‌رو شد و پس از احیای بناهای یادبود توسط حکام ایلخانی، روند تولید کاشی در ایران ادامه پیدا کرد.

11
گنبد سلطانیه زنجان نیز یکی از برجسته‌ترین کاشی‌کاری‌های دوره ایلخانی است. در کاشی‌کاری این بنای تاریخی، سبک‌های معقلی، معرق و زرین‌فام به کار رفته و رنگ بیشتر کاشی‌ها فیروزه‌ای و لاجوردی است. این بنا روز ۲۴ تیر ماه ۱۳۸۴ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.

در زمان صفویان و به دستور شاه عباس، برای صرفه‌جویی در زمان استفاده از کاشی هفت‌رنگ به جای معرق باب شد. مساجد و مدارسی که در دوران صفویان ساخته شدند از درون و بیرون توسط هنر کاشی‌کاری تزیین شده بودند و این هنر یکی از دوران طلایی خود را در این دوره داشت. مسجد شیخ لطف‌الله و مسجد جامع عباسی از معروف‌ترین بناهای این دوره هستند که توسط هنر کاشی‌کاری تزیین شده‌اند.

هنری که به بناها زیبایی و استحکام بخشید
کاشی به دلیل داشتن سطحی شیشه‌ای به نام لعاب، علاوه بر زینت بخشیدن به بنا، آن را در برابر آب و رطوبت عایق می‌کند. هنرمندان ایرانی از ترکیب کاشی‌هایی با رنگ‌های مختلف به شیوه موزاییک، کاشی «معرق» را به وجود آوردند وخشت‌های کاشی‌های ساده و یکرنگ دوره قبل از اسلام را به رنگ‌های متنوع آمیخته و کاشی «هفت‌رنگ» را ساختند. همچنین ازترکیب کاشی‌های ساده با تلفیق آجر و گچ، کاشی «معقلی» را به وجود آوردند. به این ترتیب از قرن پنجم هجری به بعد کمتر بنایی را می‌توان مشاهده کرد که با یکی از این سه روش تزیین نشده باشند.

کاشی‌کاری سبک‌های متفاوتی دارد. در کاشی‌کاری معرق قطعه‌های بریده شده‌ی کاشی را که با قرار گرفتن در کنار یکدیگر نقوش خاصی از گل و بوته‌های اسلیمی را به وجود می‌آورند، برای زینت بخشیدن روی دیوار بنا نصب می‌کنند. مسجد کبود تبریز، مسجد شیخ صفی، میدان امام اصفهان و سطح زیرین گنبد آرامگاه حافظ از جمله بناهایی هستند که از زیبایی این هنر بهره جسته‌اند. در کاشی‌کاری هفت رنگ کاشی‌هایی با شکل و ابعاد منتظم بنا بر سلیقه استادکار و ویژگی‌های محل اجرای اثر به شکل‌های هندسی آماده می‌شود. در این سبک از هفت رنگ سیاه، سفید، لاجوردی، فیروزه‌ای، قرمز، زرد و حنایی استفاده می‌شد.

لاجوردی (آبی ایرانی)

لاجوردی  ( آبی ایرانی )  

2222                                                                              

لاجوردی
مختصات رنگ
پایه شانزده کد: ۰۰۴۷AB
آرجی‌بی (r, g, b) (۰, ۷۱, ۱۷۱)
سیمایک (c, m, y, k) (۱۰۰, ۵۸, ۰, ۳۳)
اچ‌اس‌وی (h, s, v) (۲۱۵°, ۱۰۰%, ۶۷%)

 

لاجوردی (آبی ایرانی)  یکی از سایه‌های رنگ آبی است که به رنگ سنگ لاجورد است. رنگ لاجوردی در معماری ایرانی و کشورهای محدودۀ حوزۀ خلیج فارس رنگی رایج است. آبی لاجوردی، از سنگ لاجورد که در معادن ایران و افغانستان وجود دارد رنگ می‌گیرد. رنگ آبی نیلی نیز از این مادۀ معدنی گرفته می‌شود. رنگ آبی شیشه‌های رنگی در بسیاری از ابنیهٔ قدیمی لاجوردی است.

لاجوردی را در زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و بسیاری از زبان‌های دیگر، «آبی ایرانی» (انگلیسی: Persian blue؛ فرانسوی: bleu persan) می‌نامند. این رنگ برای اولین بار در سال ۱۶۶۹ میلادی در انگلستان، «آبی ایرانی» نامیده شد.

 

سایه‌های لاجوردی

– لاجوردی: رنگ کاملاً آبی
– لاجوردی ملایم: آبی لاجوردی که همراه با سایه‌هایی از رنگ خاکستری و نیلی است.
– لاجوردی تیره: که به آن «آبی عمیق» نیز می‌گویند. به این رنگ در طراحی وب، «آبی نیلی» یا «آبی پرطاووسی» نیز گفته می‌شود.

لاجوردی در فرهنگ و هنر معماری

در تزئینات داخلی بسیاری از مسجدها در ایران، مانند مسجد امام در اصفهان، از کاشی‌های لاجوردی استفاده شده‌است.

 

نیروهای نظامی

لاجوردی تیره، که به‌ندرت آن را «آبی هنگ» نیز می‌نامند، برای اولین بار در سال ۱۹۱۲ به‌عنوان رنگ رسمی لباس نیروهای دریایی توسط کشورهای مختلف انتخاب شد. دلیل انتخاب لاجوردی تیره، آسان و ارزان بودن رنگرزی پارچه‌ها و دوام آن بود.

قالی ایرانی

لاجوردی روشن، یکی از رنگ‌های پرکاربرد در قالی‌های ایران است.

سنگ لاجورد

سنگ معدنی لاجورد

سنگ لاجورد (لاتین: Lapis lazuli) سنگی گران‌بها است که به دلیل زیبایی، رنگ آبی خیره کننده، و قابلیت‌ها و خواصی که دارد از هزاران سال پیش تاکنون طرفداران زیادی را در جهان به خود اختصاص داده است. بهترین معادن این سنگ قیمتی و زیبا در افغانستان و منطقه بدخشان واقع است که از گذشته‌های دور تاکنون منبع اصلی تجارت این سنگ به شمار می‌آید. این سنگ آبی رنگ مورد علاقه مصریان باستان و فراعنه مصر بوده است و کشف این سنگ در اهرام نشان از تاریخ تجارت این سنگ گران‌بها دارد.

ورقه لاجورد صیقل خورده با دانه‌هاى پیریت درون آن، در مشرق زمین، به آسمان پر ستاره تشبیه شده است. در کتب قدیمى، لاجورد را به عنوان پادزهرى براى نیش مارهاى سمى توصیه کرده‌اند و از نظر کشیشان مسیحى، لاجورد باعث بالا رفتن توانایى روحى و احساس یگانگى و درک بیشتر می‌شود‌. نام لاتین لاجورد «لاپیس لازولى» و شکل ابتدایى «لازولوس» است. لازولوس معادل کلمه عربى لاجورد است که براى آسمان و به طور کلى براى اجسام آبى رنگ استفاده مى‌شود.

زیبایى لاجورد در کانى‌هاى آبى رنگ آن است و درجه زیبایى آن به مقدار وجود این کانى ها وابسته است.

با توجه به اطلاعاتی که در دست است، به نظر مى‌رسد لاجورد اولین سنگ استخراج شده توسط بشر باشد.

2

بدخشان ولایتی با گنج‌های پنهان

اکنون هنوز هم معادن سنگ قیمتی لاجورد در ولایت بدخشان افغانستان وجود دارد. بدخشان یکی از ولایت‌های کوهستانی شمال افغانستان است که معادن بی‌شماری را از لاجورد، طلا و یاقوت در دل خود جای داده است.

این ولایت با کشورهای پاکستان، تاجیکستان و چین مرز مشترک دارد و به دلیل داشتن معادن سرشار همواره مورد توجه قاچاقچیان این سنگ‌های قیمتی بوده است.

این معادن در مناطق صعب العبور کوهستانی واقع هستند و همین مسئله مقابله با قاچاقچیان و برداشت غیر قانونی از این معادن را با مشکل مواجه کرده است.

کیفیت و میزان ذخایر لاجورد موجود در معادن افغانستان در جهان بى نظیر است و از این لحاظ، افغانستان یک گنج جهانى محسوب مى‌شود.

شواهد تاریخی نشان مى‌دهند که بهره‌بردارى از معادن لاجورد بدخشان، از بیش از ۶۵۰۰ سال پیش شروع شده است که قدیمى‌ترین تجارت سنگ‌هاى قیمتى جهان به حساب مى‌آید.

3

موارد استفاده و تجارت لاجورد

یکى از اولین موارد استفاده سنگ‌ها که در تاریخ ثبت شده، ماهیت ماوراء الطبیعى آنها است و لاجورد با عنوان «یاقوت کبود» بارها در متون و اسناد قدیمى با خواصی جادویی ظاهر شده است.

بدخشان با بیش از ۳۲۲۰ کیلومتر فاصله از مصر، منبع لاجورد براى تمدن‌هاى قدیم مصر، بابل، یونان و روم بوده است. لاجورد، بیش از دیگر سنگ‌هاى قیمتى به طرز چشمگیرى در صنایع  دستى فرهنگ‌هاى باستانى حضور داشته است که به احتمال زیاد به دلیل خاصیت ماورایی آن است.

رنگ

رنگ

مطالعه درباره ی رنگ ملاحظاتی را در زمینه های فیزیک ، فیزیولوژی و روانشناسی پیش می آورد . علم فیزیک ، توزیع انرژی طیفی نوری را که از یک سطح صادر و یا به وسیله ی آن منعکس می شود ، بررسی می کند ( شاخه ی خاصی از آن به مطالعه ی جنبه های شیمیایی رنگیزه ها و رنگینه ها ، در ارتباط با خواص رنگ ساز این مواد می پردازد ) . فیزیولوژی ، فرایند هایی را که در چشم و مغز به هنگام تحریک ناشی از تجربه ی رنگ اتفاق می افتد ، مورد مطالعه قرار می دهد . روانشناسی در مسائل آگاهی و ذهنیت نسبت به رنگ – همچون عنصری از تجربه ی بصری – بحث می کند . اشتراک اصطلاحات در این عرصه ها ، غالبا ً بر دشواری درک مفاهیم می افزاید . مطالعه ی هنری رنگ نیز مقوله ای جدا از این ملاحظات نیست ، و به خصوص رویکرد روانشناختی رنگ در این زمینه اهمیت دارد .

هر رنگ دارای سه صفت یا سه بُعد بصری مستقلا ً تغییر پذیر است : فام ، درخشندگی و اشباع .
فام ، صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله ی رنگی ( از قرمز تا بنفش) – معادل با نور طول موج های مختلف در طیف مرئی – مشخص می کند .گفته می شود که تقریبا ً ۱۵۰ فام متفاوت را می توان تشخیص داد ، ولی همه ی اینها به طور مساوی در طیف مرئی توزیع نشده اند ، زیرا چشم ما برای تفکیک فام ها در طول موج های بلند تر توانایی بیشتری دارد . بلند ترین طول موج ها در منطقه ی قرمز و کوتاه ترین طول موج ها در منطقه ی بنفش هستند . دسته بندی عمومی رنگ ها به بیفام ( سیاه ، سفید و خاکستری ها ) ، و فام دار ( قرمز ، زرد ، سبز ،…) بر همین صفت مبتنی است . برای سهولت درک مطلب ، فام را می توان مشخص کننده ی اسم عام رنگ ها تعریف کرد .
قرمز ، زرد و آبی را فام های اولیه می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند ، رنگ های اصلی نیز نام گرفته اند . فام های ثانویه عبارتند از : نارنجی ، سبز و بنفش که که از اختلاط مقادیر مساوی از دو فام اولیه حاصل می شوند . فام های ثالثه از اختلاط فام های اولیه و ثانویه به دست می آیند : زرد- نارنجی( پرتقالی) ،
نارنجی- قرمز ، قرمز- بنفش ( ارغوانی) ، بنفش- آبی ( لاجوردی) ، آبی- سبز (فیروزه ای) ، سبز- زرد (مغز پسته ای) . دوازده فام نامبرده را با ترتیبی معین در چرخه ی رنگ ، نشان می دهند . در چرخه ی رنگ ، فام های ثانویه و ثالثه ای که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند ، دارای روابط خویشاوندی هستند و در کنارهم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند .

درخشندگی (والوور) ، دومین صفت رنگ است و درجه ی نسبی تیرگی و روشنی آن را مشخص می کند(غالبا ً نقاشان اصطلاح رنگسایه را نیز در همین معنا به کار می برند) . معمولا ً درخشندگی رنگ های فام دار را در قیاس با رنگ های بیفام می سنجند . در چرخه ی رنگ ، زرد بیشترین درخشندگی (معادل خاکستری روشن نزدیک به سفید) و بنفش کمترین درخشندگی ( معادل خاکستری تیره ی نزدیک به سیاه) را دارد . در سلسله ی رنگی ، هر فام نسبت به دیگری میزان تیرگی یا روشنی ذاتی اش را می نمایاند . معکوس کردن این ترتیب طبیعی ، ناسازگاری رنگی به بار می آورد (مثلا ً اگر بنفش روشن در کنار سبز زیتونی قرار گیرد ، نوعی تکان بصری ایجاد می کند) .

اشباع (پرمایگی) ، سومین صفت رنگ است و میزان خلوص فام آن را مشخص می کند ( گاه واژه ی شدت را در این مورد به کار می برند ) . فام های چرخه ی رنگ صد در صد خالص اند ولی در طبیعت به ندرت می توان فام خالصی یافت . همچنین ، کمتر رنگیزه ای حد اشباع فام مربوطه در چرخه ی رنگ را داراست .
اگر فام ها به هم آمیخته شوند ، رنگ های شکسته به دست می آیند . اختلاط فام های خالص با یکدیگر یا با رنگ های بیفام ، باعث تغییر در پرمایگی و درخشندگی شان می شوند . به طور کلی ، هر فام قابلیت ایجاد رنگ های متنوعی را در حوزه ی خود دارد که به آن تلوّن (واریاسیون ) می گویند ( مثلا ً انواع صورتی ، اُخرایی وقهوه ای ، تلوّن در فام قرمز هستند ) .

چگونگی متظاهر شدن رنگ ها از دیگر مباحث رنگ شناسی است . در تجربه ، سه نمود مختلف در رنگ ها می توان تشخیص داد : فیلمرنگ ، حجمرنگ و سطحرنگ .
فیلمرنگ ، رنگی است که در فاصله ای نا مشخص نسبت به بیننده ظاهر می شود (مثلا ً رنگی که در طیف نما اسپکتروسکوپ می توان دید ، یا رنگ آسمان خاکستری یکنواخت) . فیلمرنگ ، بافت واضحی ندارد و گویی شخص می تواند کمابیش به درون آن رسوخ کند . همواره در تراز جلو به چشم می آید . فیلمرنگ را نمی توان همچون کیفیتی در اشیاء و یا متعلق به رویه ی اشیاء دانست .

حجمرنگ را در اشیای پشت نما می توان دید ( مثلا ً در یک استکان چای یا در بخار رنگین) . حجمرنگ در فضای سه بُعدی که اشغال کرده است گسترش می یابد ، ولی تراز متغیری نسبت به چشم بیننده ندارد .

سطحرنگ ، چنان به نظر می آید که روی سطح شیء قرار گرفته است ( مثلا ً در یک کاغذ رنگی) . بافت رویه ی شیء را به خود می گیرد و حایل غیر قابل نفوذ برای چشم ایجاد می کند . سطحرنگ را معمولا ً همچون کیفیتی در خود شیء می انگاریم .
از این سه کیفیت ظاهری که اشاره کردیم ، نمود های دیگری چون تلأ لو، فروغ و فلزنما ناشی می شوند . نقاشان با سطحرنگ سر و کار دارند ولی بخشی از صناعت آنان معطوف به ایجار نمود های حجمرنگ ، فیلمرنگ ، تلأ لو و فروغ به وسیله ی رنگیزه است که در واقع چنین کیفیت هایی را ندارد . آن دسته از حجم سازان مدرن که با موادی چون پلاستیک کار می کنند ، از نمود حجمرنگ بهره می گیرند

یکی از ملاحظات روانشناختی رنگ که در کاربرد هنری رنگ اهمیت دارد ، بررسی تأثیر متقابل رنگ ها است . جلوه یا اثر هر رنگ در جوار رنگ دیگر تغییر می کند . اگر در شرایط روشنایی مناسب ، چند ثانیه به یک رنگ فام دار خیره شویم و بی درنگ بر سطحی سفید بنگریم ، مکمل آن رنگ را خواهیم دید . این پدیده را – که ناشی از واقعیت فیزیکی رنگ عینی نیست – پی انگاره می نامند . پی انگاره ی هر رنگ ، رنگ مجاورش را تحت تأثیر قرار می دهد و در نتیجه ، تفاوت کیفی آن دو رنگ بارزتر می شود ( مثلا ً قرمز در کنار سبز ، پرمایه تر به نظر می رسد و برعکس ) . تغییری که بدین سان در جلوه ی رنگ ها پدید می آید ، مشخص کننده ی تباین آنها است . اگر موقعیت دو حوزه ی رنگی مقایسه شده چنان باشد که تغییر جلوه ی رنگ ها با هم تلاقی کند ، اصطلاح تباین همزمان به کار برده می شود .

رویکرد روانشناختی رنگ به احساس های معینی نیز بستگی دارد که رنگ های عینی دربیننده برمی انگیزند.
به سخن دیگر ، در این مقوله ، رابطه ی رنگ های عینی با اثرات ذهنی شان مورد نظر است . رنگ هایی که حاوی مقدار زیادی آبی هستند ( از بنفش تا سبز) ، نسبت به رنگ هایی که زرد یا قرمز بیشتری در خود دارند (از مغز پسته ای تا ارغوانی) ، سردتر می نمایند . رنگ های سرد ، مختصر کاهش در دمای بدن نگرنده ایجاد می کنند و رنگ های گرم باعث مختصر افزایش دمای بدن می شوند . به لحاظ بصری ، رنگ گرم پیش می آید و رنگ سرد پس می نشیند . بسیاری از نقاشان از این کیفیت رنگ ها برای فضا سازی تصویری بهره گرفته اند . منشأ احساس هایی چون گرمی ، سردی ، پیش آیندگی ، پس روندگی ، وزن و اندازه ی رنگ ها – که اصطلاحاتی رایج در ادبیات هنرهای تجسمی اند) همانا سه صفت اساسی رنگ ، یعنی فام ، درخشندگی و اشباع است .

نقاشان قدیم بسیاری از نمودها و اثرات بصری رنگ را بدون شناخت علمی به کار می بستند ، ولی انتشار نظریه های رنگ ، نقاشان پُست امپرسیونیسم ، اُرفیسم و آپ آرت را بر آن داشت که امکانات بیانی و تزیینی رنگ را گسترش دهند و به راه حل های تازه ای در مسائل حجم ، فضا ، نور و حرکت دست یابند .

منبع http://daneshnameh.roshd.ir